ادآخرین دژ آخرین پادشاه ساسانی

سه اثر تاریخی در زیبد گناباد

گناباد پیش از اسلام گذرگاه و معبرداخلی فلات ایران وقسمتهای شرقی آن و بموجب اشعار شاهنامه محل برخورد ومیدان جنگ لشکریان ایران وتوران بوده است.

این معبردر سمت جنوب از دو راه به قلب فلات ایران راه می یافت ودر کنار هریک از دو راه بناها واستحکاماتی ایجاد شده بوده است

اول تنگل کلات که  اکنون راه اصلی محسوب می شوذ وفعلا راه آسفالته گناباد_فردوس از آن می گذرد وآثار قلعه فرود کلات گناباد در کنار شرقی آن بچشم میخورد.

 دوم تنگل زیبد که از گردنه ی امرود کوه سی کیلومتری جنوب غربی مرکز گناباد  میگذشته وفعلا نیز بصورت یک راه مالرو نسبتا وسیع است وسه اثر تاریخی موردمورد بحث در این مقاله دردوسوی آن قرار دارد.

در ابتدای این تنگل قریه (عربی شده کوره)زیبد که در حدود یکهزارو دویست نفر جمعیت داردواقع است.(آمار 1348) هوای آن در زمستان معتدل و در تابستان خنک و مطبوع است. زیبد در بعضی اسناد مکتوب ریبد ثبت شده و این ناشی از اشتباه در کتابت است وگرنه این نام همواره با زیبد و زیود وجود داشته  وجنگ یازده رخ در کنار آن اتفاق افتاده است.

بموجب اشعار فردوسی شاعر گرانقدر ایران گودرز سردار لشکر ایران وپیران سردار لشکر توران در کنار قلعه زیبد  دست از جنگ  سپاه با سپاه می کشند و برای جلوگیری از خونریزی وکوتاه کردن راه مبارزه پیمان جنگ تن به تن می بندند به موجب این پیمان ١٢ جفت مبارز از هر جفت یکی ایرانی و دیگری تورانی باهم مبارزه می کنند :

اول فریبرز با گلباد

نخستین فریبرز گرد دلیر                    زلشکر برون تاخت بر سان شیر

دوم گیو با گروی زره

و دیگر گروی زره دیو نبود                   برون رفت با پور گودرز گیو

سوم گرازه با سیامک

                                               (2)

سه دیگر سیامک زتوران سپاه                         بشد با گرازه با آوردگاه

چهارم فروهل بازنگله

چهارم فروهل بو زنگله                              دو جنگی بکردار شیر یله

پنجم رهام با بارمان

به پنجم جورهام گودرز بود                         که با برمان او نبرد آزمود

ششم بین باروئین

ششم بی ن گیو و روئین دمان                   بزه  بر نهاسادند هر دو کمان

هفتم هجیر با سپهرم

برون تاخت هفتم ز گردان هجیر               گونامدار و سوار هزیر

هشتم گرگین با اندریمان

چو گرگین به هشتم بشد کینه خواه            ابا اندریمان ز توران نهم برته با کهرم تیغ زن                       دو خونی هردو سر انجمن    

دهم زنگنه ی شاوران با اخواست

دهم راز گردان وجنگ آوران                بشد ساخته زنگنه شاوران

یازدهم گودرز با پیران

چنان شد که پیران ز توران سپاه           سواری ندید اندر آوردگاه

سپهدار ایران و توران بهم                فراز آمدند اندرآن کین دژم

در اوج مبارزه با دست شکسته به سوی کوه می گریزد و می رود.

گودرز او را تعقیب میکند و پس از دیدن جسد خون آلود او به نزد لشکر بر می گردد.

                                                  (3)

نگهبانان ایران و توران در کوه زیبد و کوه گناباد شکست پیران می فهمند و لهاک و فر شیدورد دلیران لشکر پیران راه توران را پیش میگیرند.

  کیخسرو به زیبد می آید و فرمان دفن پیران  را می دهد تورانیان زینهار می خواهند و کیخسرو موافقت می کند و پس از چندی توقف در زیبد آهنگ شاه گنگ می نماید.علاوه بر اینکه این قلعه در دوره های مختلف (کیخسرو و بهرام چوبین)مورد استفاده بوده می توان گفت بر اساس آنچه تاریخ بلاذری گفته است  این استنباط که (قلعه زیبد )جناباد آخرین دژ آخرین پادشاه ساسانی بوده است با سایر یافته ها مطابقت می کند. کتاب فتوح البلدان البلاذری  ص 443 یزدگرد پس از حمله اعراب به اصفهان، استخر فارس، کرمان و سیستان رفت و از آنجا به سویی خراسان و مرو عزیمت نمود ماهویه مرزبان مرو، نیزک ترخان را به جنابذ گناباد به استقبال او فرستاد او یکماه نزد یزدگرد بود و از دختر شاه خواستگاری نمود اینکار  بر شاه سخت گران آمد که به جنگی خونین منجر شد و شاه در این جنگ کشته شد.

بعضی گفته اند آنگاه شاه به مرو رفت و توسط آسیابانی به قتل رسید. محل اقامت یزگرد می توانسته است قلعه زیبد و درب صوفه باشد.


 تایپ: آرش عجم

/ 5 نظر / 28 بازدید

عالیه

من به عنوان ی زیبدی به دیارم افتخار می کنم

البته نا گفته نماند آرش عجم آنهم در تهرا ن از زیبد یانیست یا ما نشنیدیم و احتمالا نام اصغر به آرش تبدیل شده

یاسر

تویه قهرمانی ارش جان پسر عموت یاسر

یاسر

درود بر آرش .به حق دکتر اسم آرش را بر تو گذاشته زیرا همچو آرش به وطن عشق می ورزی .موفق وموید باشی .