زیبد

زیبد یکی از روستاهای تاریخی شهرستان گناباد استانخراسان رضوی ایران است. این روستا مرکز دهستان زیبد است. در فرهنگ انجمن آراء آمده است:" زیبد کوهی است از جبال خراسان تا گناباد سه فرسنگ فاصله دارد." در برهان جامع آمده است:" زیبد نام صحرایی است که جنگ یازده رخ در آنجا واقع شده است". در کتاب سلطان حسین تابنده ص 169 آمده است:" حاج قاسمعلی از بزرگان طایفه بیچاره و از اجداد ما که از شیراز بوده اند از شوراب به زیبد رفته و فرزندان و نوه های او در آنجا هستند طایفه بیچاره به واسطه اینکه مورد عنایت حضرت سجاد و حضرت امام رضا بودند از طرف سلاطین صفویه نیز از عوارض مالیاتی و دیوانی معاف بودند و شاه سلیمان ثانی خواهر زاده سلطان حسین صفوی فرمانی را نوشته که در دست مرحوم عسکری بیگ در زیبد بود و ما این فرمان شاه سلیمان را که سند افتخار برای طایفه ما بود را برای اینکه از بین نرود از فرزند عسکری بیگ خریداری کردیم که ضمیمه کتاب نابغه علم و عرفان گردیده است.(ایل بیچاره طایفه ای است که ابن حسامخوسفی آنها را یاران خود(شیعه(فاطمی/ اسماعیلی) نام برده است. [۲]

محتویات   [نهفتن

کشاورزی [ویرایش]

درآمد اصلی مردم از کشاورزی و به ویژه زعفران - گندم - پنبه - انگور - کشمش و خشکبار است و در قدیم کشت کوکنار تریاک و خشخاش در امد عمده مردم بوده است. زیبد در مسیر جاده ابریشم واز نقاط باستانی ایران است و قلعه‌ای تاریخی از دوران باستان در آنجا وجود دارد که تا دوره صفویه نیز قابل استفاده بوده است. دیوار های آن در دوره اشکانیان از سنگ و گل بوده و تخریب شده است در کنار دیواره های گلی در دوره ساسانی دیوارهای سنگی بنا کرده اند.

قلعه باستانی زیبد [ویرایش]

آخرین سکونت گاه یزدگرد سوم
نمای بیرونی قلعه ساسانی

این قلعه در دوره حکومت والی طبس بر منطقه گناباد محل زندگی نماینده والی طبس بوده است در دوره اسماعیلیان نیز در خراسان از سه قلعه نام برده اند زیبد- فورک - طبس .مرحوم دکتر زمانی در کتاب خود این قلعه را با قلعهفورگ مقایسه کرده است. بنظر می رسد این قلعه برای مدتی محل اقامت آخرین پادشاه ساسانی یزدگرد سوم و محل جنگ نیزک ترخان و یزدگرد بوده است. نام زیبد در داستان ۱۲ رخشاهنامه بارها گفته شده است [۳] و محل جنگ ۱۲ رخ بنام سرپیوند در پای دژ زیبد بوده است سپاه ایران به رهبری گودرز در مسیر خود بسوی مرو از زابلستان به این محل آمدندو مدت در این محل خیمه وخرگاه برپا کردند و گودرز در قلعه زیبد زندگی کرد.

دو واقعه تاریخی قبل از اسلام برای این قلعه واقع شده است: 1- بر اساس تاریخ بلعمی، بهرام چوبین برای جنگ با شا بشاه در بلخ از مسیر اهواز . تبس، جنابذ( گناباد) به بلخ رفت.چون یکی از دو راه اصلی طبس به گناباد از کنار قلعه زیبد می گذرد احتمال اقامت بهرام چوبین در این قلعه وجود دارد. 2- بر اساس ترجمه فارسی کتاب فتوح البلدان البلاذری ص ۴۴۳ یزدگرد پس از حمله اعراب به اصفهان، استخر فارس، کرمان و سیستان رفت و از آنجا به سوی خراسان و مرو عزیمت نمود ماهویه مرزبان مرو نیزک ترخان را به جنابذ(گنابد) به استقبال او فرستاد او یکماه نزدیزدگرد بود و از دختر شاه خواستگاری نمود اینکار را بر شاه سخت گران آمد که به جنگی خونین منجر شد و شاه در این جنگ کشته شد.بعضی مورخین ادامه داده اند (که شاه به مرو رفت و توسط آسیابانی به قتل رسید.) بنظر می رسد تاریخ بلاذری دقیق تر باشد و یزدگرد در همان قلعه زیبد به قتل رسیده باشد.

و فیلم مستند "مرگ یزدگرد" ممکن است بیشتر افسانه

یوتیوب

 [۲]

بافی باشد گورستانی که در پای قلعه سال 1354 تخریب شده احتمالا جنازه سربازان یزدگرد بوده و قلعه شاه نشین نیز همان محل سکونت یزدگرد باشد. حکایتهای شفاهی نیز حکایت از سکونت شاه در قلعه موسوم به شاه نشین دارد که امروزه فط اسم و خرابه آن باقی مانده شاید هم قلعه سنگی زیبد که هنوزهم دیواره های آن هست محل سکونت یزدگرد بوده است.در کنار این قلعه آب جوی کوه جریان داشته و حوض آب هم در کنار قلعه و هم در داخل قلعه وجود داشته است.(کتاب دکتر عباس زمانی)[۳] ایزدگرداز (مداین) به حلوان، سپس به اصفهان رفته[۴].

متن اصلی کتاب بلاذری سرنوشت یزدگرد:مرگ یزدگرد سوم ..یزدجرد...ثم سار إلى خراسان فلما صار إلى جنابد(گنابد) حد مرو تلقاه ماهویه مرزبانها معظما مبجلا وقدم علیه نیزک عنده شهرًا ثم شخص وکتب إلیه یخطب ابنته فأغاظ ذلک یزدجرد وقال‏:‏ اکتبوا إلیه إنما أنت عبد من عبیدی فما جرأک على أن تخطب إلی وأمر بمحاسبة ماهویه مرزبان مرو وسأله عن الأموال‏.‏ فکتب ماهویه إلى نیزک یحرضه علیه ویقول‏:‏ هذا الذی قدم مفلولا طریدًا فمننت علیه لیرد علیه ملکه فکتب إلیک بما کتب‏.‏ ثم تضافرا على قتله‏.‏ وأقبل "نیزک" فی الأتراک حتى نزل فی الجنابذ(گنابد) فحاربوه فتکافأ الترک ثم عادت الدائرة علیه فقتل أصحابه ونهب عسکره‏.‏

 

Qala zibad war of 12 rokh last Persian sassanid before Merv

وکان ذلک سنة 31 هـ / 651 م، وکان عمره إذ ذاک 28 سنة[۵]. آیا داستان یازده رخ در شاهنامه همان داستان "نیزک خان" است؟ و یا داستان متفاوتی است نیز با قاطعیت نمی توان نظر داد ولی مشابهتهای تاریخی و مکانی در این دو رویدا وجود دارد. در جنگ دوازده رخ سردار ایرانی از این قلعه فرستاده‌ای رابا نامه‌ای دوستانه به مرو و جیحون نزد افراسیابفرستاد که از تجاوز به ایران خودداری نماید و راه صلح و دوستی پیشه نماید او منتظر پاسخ فرمانده توران در زیبد ماند اما افراسیاب پیام دوستانه وصلح طلبانه را با جنگ افروزی پاسخ داد و گفت ما جز به جنگ راه چاره‌ای بر نگزینیم و برای نبرد بسویت لشکر فرستم. پس سپاه توران به این رزمگاه آمد در فاصله ۱۵۰۰ متری قله زیبد مکانی بنام رزمگاه یا رزگاه وجود دارد که با داستان شاهنامه مطابقت می‌کند. در این رزمگاه ایرانیان بر سپاه توران پیروز شدند. ابتدا ۱۲ تن از پهلوانان جنگ تن به تن کردند به این دلیل این جنگ را جنگ ۱۲ رخ گفته‌اند سپس سرداران ایرانی، تورانی‌ها رااز طریق دشت گناباد بسوی مرو و رود جیهون دنبال کردند. در تپه مشرف به قلعه زیبد که آخرین دژ یزدگرد سوم نیز بوده است در سال ۱۳۵۴ گورستانی کشف شده که دهها گور و اشیا سفالینه از آنها بدست آمده است. در همان نزدیک در کلاته شهاب- خاتمه- و تشله رستم و تنگل کمچنار نیز چندین گورستان دیگر توسط قاچاقچیان غارت شده است. اهمال کاری که در مورد غارت تمدن هلیل رود و جیرفت و سایر مکانها نیز اتفاق افتاده است. یک کارشناس ارشد باستان‌شناسی در مطالعه‌ای آزاد از این مکان تمدن این روستا را هم‌زمان با تمدن شهر سوخته و جیرفت دانسته است..[۶] در کوههای زرد (رزو) زیبد همچنین تابوت بزرگ سنگی مربوط به دفن مردگان گبر برجای مانده است آثار گورستان زرتشتیان در کلاته شهاب و تنگل خاتمه در محلی به نام تشله رستم در سالهای ۱۳۵۰ -۱۳۵۴ به غارت رفته است اما کوزهای سفالی بزرگی از این گورستان نزد اهالی وجود دارد. شخصیت‌های علمی و سیاسی زیادی از این روستا هستند. آخوند زیبدی صاحب کتاب شعری به لهجه محلی ۱۸۵۰ -علی عجم نماینده دور اول پارلمان - محمد عجمنویسنده و پژوهشگر - حجه الاسلام صادقی امام جمعه گناباد- دکتر زیبدی پزشک متخصص از آن جمله اند.

  • نمونه‌هایی از شعرهای شاهنامه که نام زیبد در آن آمده:

چو گودرز نزدیک زیبد رسیدسران را ز لشکر همی برگزید.هزاران دلیران خنجر گزارز گردان لشکر دلاور سوار.وزان سوی زیبد یکی تیره ​گرد- (غبارخاک)پدید آمد و دشت شد لاژورد.ز زیبد زمین تا گناباد سپاهدر و دشت از ایشان کبود و سیاهدرب صوفه پیر [ویرایش]

در حومه زیبد ایوان(طاق) پیرصوفه قرار دارد که شبیه به طاق بستان است اما فاقد نقوش حجاری است قبلا در این مکان همانند امامزاده‌ها علم و کتل وجود داشته است و مردم مکان را مزار پیر مقدس می‌شناختند در اوایل انقلاب علم و کتل وسایل برداشته شده و سازمان اوقاف تقدسی برای مکان نمی‌شناسد.

قنات زیبد [ویرایش]

خرمن کوب قدیمی در زیبد

زیبد دارای 2 قنات زنده است یکی قنات کوه (شهاب) و دیگری قنات قلعه. منبع آب این قنات داری دو شاخه است یک کانال به زیر بستر رودخانه و زیر سد و شاخه دیگر کانالی است که در عمق 70 متری زمین در داخل قلعه جریان دارد.قدمت این قنات دقیقا مشخص نیست اما عمر آن بیشتر از هزار و پانصد سال برآورد می شود.زیرا این روستا از دوره های هخامنشی هم مسکونی بوده است. دلیل آن نیز وجود قبرستانگبرها در کلاته شهاب و همچنین قبرهایی قلعه زیبد که به سوی غروب آفتاب قرار داشته اند. حدود ۳۰ سال قبل بطور تصادفی در کشتمان این روستا مجرای قناتی کهن پیدا شد که معلوم نیست مادر چاه و کانال اصلی آن کجا بوده و در چه دوره‌ای متروک شده است .از بخشی از این قنات کهنه برای فاضلاب حمام جدید استفاده کرده اند.

فنجان یا ساعت آبی قنات زیبد

ساعت آبی،ساعت آبی ساعتی است که در ابتدا برای تعیین زمان استفاده آب قنات توسط سهامداران اختراع شد ولی بعدها برای تعیین بزرگترین روز سال - بزرگترین شب- طولانی ترین روز- روز برابری شب و روز و تعیین اوقات شرعی در دوره اسلامی بکار برده شد این ساعت قدمت دست کم ۲۵۰۰ سال دارد از ابتدای ساخت قنات گناباد مورد استفاده بوده‌است مدیریت این ساعت آبی توسط دستکم دو نفر در شبانه روز انجام می‌شده و دقیقه‌ها بر اساس تعداد پر آب شدن فنجان و با تعدای تشله یا سنگ گرد محاسبه می‌شده‌است تصویر مربوط به ساعت آبی قنات زیبدگناباد است که تا سال ۱۳۵۴ فعال بوده‌است.و سپس ساعتهای جدید برای تقسیم سهام و حق آبه هر فرد بکار گرفته شده و این ساعت برای همیشه به موزه تاریخ سپرده شده‌است. هر فنجان قدیم معادل ۷ دقیقه به ساعتهای فعلی بوده‌است.

مدیریت ساعت آبی توسط میرآب

طریقه کار ساعت آبی بدین گونه بوده که میر آب با چشم دوختن به فنجان با هر بار پر شدن و غرق شدن آن و خوردن آن به کف دیگ یک فنجان یا هفت دنگ یا ۷ دقیقه محاسبه می‌شده‌است.

  • آسیاب آسیاب آبیزیبد نیز از آثار تاریخی بوده که در جریان سد سازی از بین رفته است.

غذاهای سنتی [ویرایش]

  • آش جوش پره

درجغرافیای فرهنگی قهستان و جنوب خراسان مانند شهرهای بیرجندگناباد-[۴] فردوس - قاین - و منطقه براکوه آش جوش پره غذای عمومی و سنتی فراگیر و مورد علاقه محسوب می شود همچنین نان سرموکی و آش پختیک همچنین اشکنه کشک یا کله جوش( قبل از جوش آمدن نباید به جوش آیدچون می برد) از دیگر غذاهای سنتی جنوب خراسان است. اصلی ترین غذای محلی این خطه آش است که انواع بسیار متنوعی دارد. آش جوش پره، آش محلى، آش لخشک، آش بلغور ترش، قلیه آش، آش بلغور شیر، آش انار، آش آباح، آش گوشواره، آش دوغه، آش قیحه تنها چند غذای این منطقه است. مشهد و دیگر شهرهاى استان هاى خراسان شمالى و جنوبى و رضوى به قدرى تنوع غذایى دارند که حتى نمایش غذاهاى محلى این سرزمین خود جاذبه اى جالب محسوب مى شود. در کنار انواع آش، آبگوشت، اشکنه، کال جوش، شولی پتو، بلغور شیر، خورش ریواس و پلوها و چلوها هم از دیگر جاذبه هاى خوراکى این منطقه هستند. ریواچ (ریواس)دشت زیبد نوعی کم نظیر در دنیا است که ساقه میوه ای آن را قاقوری می گویند و خربزه و انگوراین روستا در قدیم از شهرت بسیاری برخوردار بوده است. غذاهای زمستانی مردم برای صبحانه(ناشتا) شلغم( چغندر و شلغم پخته)، برای نهار، توگی ( نوعی پختنی که با ارزن و گاورس آسیاب شده با شیر و یا با جزغاله و قیمه)تهیه می شود شام نماشوم(شب) آش سرموکی همچنین می توان به بورانی، آش جوشپره، نان سرموکی، اشکنه شیره، اشکنه اوجز، اشکنه کل جوش (کشک سائیده و گردو )نیمه جوش قبل از جوش کامل غذا پخته می شود کل جوش یعنی نیمه جوشیده، اماج و کماج و انواع نان محلی وتفتون جزغاله - تفتون شیرمال- ...اشاره نمود. اسامی روستاهای این دهستان همگی از زبان پارسی کهن برآمده است مانند روچین روچی که در زبان اوستایی همچم" روشن" است یا رزو که به معنی قرمزی و خورشیداست.

گیاهان دارویی [ویرایش]

Rivachزیبد

کوه های زیبد و دشت زیبداز مناطق منحصر به فرد گیاهان دارویی است یکی از گونه های منحصر به فرد خار انگبین یا خرنگوی است این گیاه از گونه خار است و در شهریور ماه شیره یا عسلی از آن خارج می شود که به آن انگبین یا خرانگوی می گویند و بعد بصورت بلور دانه خشک می شود. این دارو برای درمان و دارو سازی اعجاز آور است. ریواچ یا ریواس -شاتره- تلخک- زیره -بیخ- شاهدانه- نعنا - پونهپسته کوهی - انجیر کوهی و ... از گیاهانی است که بصورت خودرو و طبیعی در این دهستان می رویند. ریواس ساقه بلند و یا ریواچ قاقوری که از ساقه آن شربت تهیه می کنند یک نوع ریواس است که در حاشیه کویر در دشت زیبد می روید.فصل تهیه قاقوری یا ساقه شربتی آن 25 اسفند تا آخر اردیبهشت است. مزه این نوع شربت مشابهه طعم انار شیرین است.

سرگرمی ها [ویرایش]

فرهنگ مردم این منطقه بیشتر از سه منبع ریشه می گیرد.

  1. آداب دینی.
  2. رسوم و آداب ملی، مانندنوروز و سیزده بدر و شب چله یا شب یلدا که در این منطقه تاریخ بسیار کهنی دارد.
  3. آداب محلی و سنتی مانند جشن عروسی و حنابندان در حمام عمومی- جشن خرمن، جشن پاییزی و برداشت زعفران و فصل شیر گیری از گوسفندان

یکی از سرگرمی های مردم منطقه در قدیم الک دولک بازی بوده که بسیار شبیه کریکت است. سرگرمی دیگر آمدن کولی ها بصورت فصلی و ایجاد کارگاههای ساخت و تعمیرادو

/ 0 نظر / 65 بازدید