قلعه زیبد محل سکونت یزدگرد و گودرز

 

 
 
Zibad
قله شاه نشین زیبد
تخریب در پناهگاه واپسین شاه ساسانی،قلعه شاه‌نشین
نمای قلعه زیبد از بالای قلعه شاه‌نشین
یکی از غرفه های کشف شده در زیر خاک های قلعه توسط دزدان و غارت آن
تخریب واپسین قلعه یزدگرد سوم توسط سارقان آثار باستانی
ویرانه‌های ناشی از تخریب توسط سارقان آثار باستانی


در دهستان ییلاقی زیبد گناباد سه قلعه شبیه به هم وجود دارد که بنا بر یکی از روایات آخرین پناهگاه یزدگرد سوم بوده‌است.

محتویات   [نهفتن
سه قلعه تاریخی زیبد 
  • آخرین پناهگاه یزدگرد سوم

سه اثر تاریخی زیبد را برای اولین بار دکتر زمانی باستان شناس و استاد دانشگاه تهران در سال 1349 موردکاووش قرار داده و نتیجه گیری کرده است که هر سه قلعه و همچنین آسیاب آبی زیبد مربوط به دوره ساسانی است. این باستان شناس کمی بعد در اثر تصادف کشته شد و تحقیقات او ناتمام ماند. این سه اثر تاریخی بدلیل بی توجهی مسئولان مربوطه بارها مورد سرقت و حفاری های غیر قانونی قرار گرفته و بکلی تخریب شده است.بطوریکه از قبرستان گبرها و تشله رستم و آسیاب آبی امروزه هیچ اثری بافی نمانده است.

قله شاه نشین 

قله شاه نشین یا قلعه شاه نشین یک کوه کله قندی مرتفع است که در دامنه آن رودخانه و چشمه آب کلاته شهاب گبر قرار دارد. در نوک کله قندی این قله قبلا دیوارهای سنگی با خاک گچ و ساروج وجود داشته که امروزه فقط سنگهای فرو ریخته و ساروج و خاک گلهای آن باقی مانده است و دخمه هایی که غارت شده اند. در داخل این قلعه یک استخر آب در دل سنگ کنده شده است که بنا بر روایت های شفاهی 40 دختر وظیفه آب رسانی با مشک به این حوض سنگی را داشته اند. بر طبق کتاب البلاذری نیزک ترخان از سوی "ماهوی سوری" فرماندار مرو که در آن دوره پایتخت خراسان بزرگ بود. ماموریت یافته تا به این مکان به استقبال شاه آمده و پیام وفاداری را به شاهنشاه ابلاغ کند البته ماهوی سوری برای نشان وفاداری و تعهد برای بازپس گیری سرزمینهای از دست رفته یزدگرد از دختر او خواستگاری کرده است اما شاه خشمگین شده و او را نوکر خود خوانده که با خواستگاری از دختر شاهنشاه اقدام به گستاخی و پررویی نموده‌است. پاسخ توهین آمیز یزدگرد باعث خشم ماهوی مرزبان مرو شد و از سردار نظامی خود خواست که شاه فراری و مفلوک را بقتل رساند و خانواده اش را اسیر نماید.در نتیجه یاران یزدگرد با فرستادگان مرزبان مرو در منطقه زیبد گناباد درگیر می شوند در جنگ زیبد و قلعه شهاب گبر " یزدگردسوم" کشته شده و دخترش "اردک "که خردسال بوده نزد مرزبان مرو به اسارت فرستاده می‌شود.

اهمیت مطالعات میدانی قله شاه نشین(شهاب گبر) - قلعه زیبد و درب صوفه که همگی بر هم اشراف و دید دارند به جهات متعددی است از همه مهمتر اثبات افسانه بودن قتل یزدگرد سوم بدست آسیبانی در مرو است با توجه به مطالعات میدانی و تاریخی، یزدگرد در زیبد گناباد در شرق خراسان در ۲۵۰ کیلومتری هرات و ۳۰۰ کیلومتری مرو کشته شده‌است. یزدگرد هرگز به مرو نرسیده‌است. آخرین اقامتگاه او و آخرین یارانش تنگه خوش اب و هوای زیبد بوده‌است.

کشته شدن یزدگرد و انقراض دولت ساسانی 
نوشتار اصلی: مرگ یزدگرد سوم

چندین روایت متفاوت و با محتوی متضاد دربارهٔ مرگ یزدگرد سوم در کتاب‌های تاریخی برجای مانده‌است.با توجه به کاووشهای قلعه زیبد - گناباد و روایت های شفاهی و گزارش بلاذری بنظر می رسد روایت مربوط به قتل یزدگرد در آسیاب مرو بیشتر افسانه بافی باشد تا حقیقت و آنچه بیشتر به حقیقت نزدیک است روایت بلاذری است. متن اصلی کتاب بلاذری سرنوشت یزدگردسوم

  • .. ..یزدجرد...ثم سار إلى خراسان فلما صار إلى جنابد(گنابد) حد مرو تلقاه ماهویه مرزبانها معظما مبجلا وقدم علیه نیزک عنده شهرًا ثم شخص وکتب إلیه یخطب ابنته فأغاظ ذلک یزدجرد وقال‏:‏ اکتبوا إلیه إنما أنت عبد من عبیدی فما جرأک على أن تخطب إلی وأمر بمحاسبةماهویه مرزبان مرو وسأله عن الأموال‏.‏ فکتب ماهویه إلى نیزک یحرضه علیه ویقول‏:‏ هذا الذی قدم مفلولا طریدًا فمننت علیه لیرد علیه ملکه فکتب إلیک بما کتب‏.‏ ثم تضافرا على قتله‏.‏ وأقبل "نیزک" فی الأتراک حتى نزل فی الجنابذ(گنابد) فحاربوه فتکافأ الترک ثم عادت الدائرة علیه فقتل أصحابه ونهب عسکره وکان ذلک سنة 31 هـ /( 651 م)، وکان عمره إذ ذاک 28 سنة.
  • بلاذری در فتوح‌البلدان آورده است... یزدگرداز (مداین) به حلوان، سپس به اصفهان رفته[۱].یزدگردسوم که جز عنوان شاهنشاهی نداشت باز هم رو به هزیمت نهاد. اسپهبدطبرستان یزدگرد را به پناه خود فرا خواند ولی یزدگرد سیستان و خراسان را ترجیح داد.

یزدگرد از ری به اصفهان و از آنجا به کرمان و سپس بسوی طوس و مرو رفت در مسیر او درجناباد(گناباد) اقامت نمود. با نزدیک تر شدن فاتحان عرب به استخر، یزدگرد با وجود دعوت مرزبان(فرماندار) تبرستان ترجیح داد تا از راه دارابگرد به اصفهان و کرمان و سپس سیستان و بعد به خراسان برود. [۲] او قبل از عزیمت به مرزبانان خود نامه هایی نوشته و برای شکست دادن مهاجمان عرب در خواست کمک نمود مرزبان مرو از جمله کسانی است که اعلام آمادگی نموده است اما برای کمک به یزدگرد در خواست ازدواج با خانواده سلطنتی را داشته است. بطوریکه در مسیر شاه برای سفر به مرو از سوی نماینده مرزبان مرو ماهوی سوری- که به احتمال از خاندان سورن بود- نخست مورد استقبال قرار گرفت ولی میان آنان کدورتی رخ‌داد که بلاذری این کدورت را ناشی از درخواست خواستگاری از دختر خردسال یزدگرد توسط ماهوی سوری دانسته است.[۳] موارد دیگری مانند بیم ماهوی از حملهٔ اعراب به مرو، هم ذکر شده‌است. در سال ۶۵۲ میلادی، ده سال بعد از جنگ نهاوند ماهوی سوری نیزک طرخان سرکردهٔ طوایف هپتالی طخارستان را نزد یزدگرد،فرستاد. نیزک ترخان در ابتدا که برای استقبال به گناباد رفته بود رابطهٔ خوبی با یزدگرد داشته‌است، .[۴] میان سپاه نیزک و یزدگرد نبردی درمی‌گیرد، در نتیجه یزدگرد شکست خورد و کشته شد. با مرگ یزدگرد سوم در سال ۶۵۲ میلادی، سلسلهٔ ساسانی پس از ۴۲۶ سال، در ایران منقرض گردید. ماهوی سوری نیز در زمان خلافت علی بهکوفه فراخوانده‌شد و از جانب او مامور گردآوری خراج خراسان گردید.[۵] این گزینش در میان خراسانیان سبب شورشی دامنه‌دار گردید..[۶] دکتر زمانی قله شاه نشین و قلعه زیبد را به جنگ دوازده رخ در شاهنامه فردوسی منسوب می داند(ز زیبد زمین تا گنابد سپاه - در و دشت از ایشان کبود و سیاه) اما از آنجا که در روایتهای شفاهی آمده است 40 دختر وظیفه آب رسانی به اوج قله شاه نشین را داشته اند. این نشان می دهد که این قلعه برای مدت طولانی اقامتگاه فردی بسیار مهم بوده است. زیراتنها سکونت یک امپراتور مانند یزدگردسوم می تواند ساخت این بناهای مستحکم را در قله مرتفع سخت و صعب العبور و دور افتاده توجیه کند. یزدگرد در مسیر حرکت خود به قلمرو شرقی و مرز توران وقتی به تنگل زیبد رسیده آنجا را امن ترین مکان و منطقه ای بکر و پناه گاهی امن یافته است. در حالیکه جنگ رخ جنگجویان دوره اقامت کوتاهی داشته اند.و نیازی به برج و بارو نداشته اند. البته شباهتهایی هم در هر دو جنگ وجود دارد. که جنگ دوازده رخ و جنگ نیزک ترخان را به هم شبیه می سازد.

درب صوفه پیر 

در صوفه یک ایوان مرتفع و یک پناهگاه طبیعی در درون یک دیواره کوهستانی است که در فاصله کمی از قله شاه نشین قرار دارد و در بالای این ایوان یک قلعه سنگی وجود داشته و گفته شده که آنجا قبر پیران ویسه بوده است. از بالای قله شاه نشین درب صوفه و تنها گذرگاه کوهستانی منطقه قابل دیدن است.درب صوفه یک پناهگاه طبیعی است اما بخشهایی از آن توسط انسان کنده شده است

Darb Soufeh.
درخت مقدس تاقوک در ورودی ایوان درب صوفه

این ایوان در ابتدای یک گذرگاه کوهستانی قرار دارد طول این گذرگاه دره ای شکل بطول دو کیلومتر و عرض 7 متر و ارتفاع و بلندی حدود 100 متر است. این گذرگاه در قدیم یکی از راههای سفر از ناحیه فردوس و طبس به دشت گناباد بوده است. چشمه های متعدد آب ، وجود گیاهان و درختانی همچون انجیر کوهی- بنه- پسته کوهی- گله های آهو- گوزن- قوچ کوهی- گورخر - شیر و یوزپلنگ ... و آب و هوای مناسب بعد از طی مسافتی طولانی در مسیر گرمسیری و بد آب و هوای مسیر اصفهان – کویر مرکزی – کرمان - سیستان - طبس تا گناباد، استقرار در تنگل کوهستانی زیبدرا توجیه پذیر می کند. بر اساس مشاهدات در اطراف قله شاه نشین و تنگلاطراف آن می توان تخمین زد که یزدگرد و همراهانش حدود 400 نفر سرباز و جنگجو و محافظ - یکصد راس اسب – تعدادی بین 200 تا 300 راس خر و قاطر به همراه داشته اند. اسواران یا اسب سواران مردان جنگی چابک سوار و شکار چیان بوده اند. و حمل و نقل بار و آذوقه و حمل و نقل بچه ها و بزرگسالان بر عهده قاطرها و خران بوده است. تنگل زیبد و کلاته شهاب گبر ظرفیت تامین آب و خوراک چنین جمعیتی را داشته است. آنها در اطراف چشمه آب و محلی که تشله رستم نام دارد و حاشیه رودخانه در پای قله شاه نشین کاروان خود را مستقر و خیمه گاههای خود را برپا ساخته اند. و سپس برای پیشگیری از حمله ناگهانی دشمن قله مرتفع و صعب العبور را محل پناهگاه یزدگرد سوم نموده و آنرا قله شاه نشین نامیده اند. از پای این قله که چشمه آب کوه قرار دارد تا اوج قله شاه نشین بطور تقریبی می توان گفت حدود هزار متر ارتفاع وجود دارد. محافظان و گاردها در سه مکان استقرار داشته اند. پای قله شاه نشین – داخل قلعه سنگی زیبد- داخل درب صوفه و بالای آن.

ماجرای اردک دختر یزدگرد سوم 

فرستادن مامور تشریفات بنام نیزک ترخان از سوی مرزبان مرو - ماهویه سوری برای استقبال از یزدگرد در گناباد و سپس درخواست ماهویه (مرزبان در زبان امروزی معادل فرماندار است)طی نامه ای به نیزک ترخان برای گرفتن موافقت شاهنشاه برای پیوندبا دختر خردسال یزدگرد و خشمگین شدن یزدگرد از این درخواست و پاسخ توهین آمیز یزدگرد به ماهویه مرزبان مرو منجر به انتقام جویی مرزبان مرو شده و او با اعزام نیرو به گناباد قصد جنگ و خاتمه دادن به سلطنت یزدگرد نموده و بدینگونه آخرین امپراتوری ایران که روزگاری حاکمان از غرب تا شرق جهان آن روز را تحت خراجگزاری ایران داشت در تنگه دور افتاده زیبد در شرق ایران به پایان رسید.فاصله زمانی بین پیش و و پس از استقبال کردن از یزدگرد و جنگ نیزک ترخان حداقل یکسال بوده است و در این مدت یزدگرد به عنوان رهبر روحانی زرتشتیان ایران در زیبد اقامت داشته است . در این جنگ دختر یزدگرد بنام "اردک " (Ardak – Orodak- Ordak ) به اسارت برای مرزبان مرو فرستاده شده است. اردک را ماهویه مرزبان شرقی ایران در مرو برای خوش گویی و پیش کش نزد خلیفه به کوفه فرستاد و بعد او به ازدواج یکی از سرداران اسلام در آمد و گویا با او خوش رفتاری شده است و عبدالرحمن ابن اردگ که از محدثین تاریخ اسلام است فرزند او است. تاریخ بیهق ابن فندق :" گویند که یزدگرد بصورت زیبا و گندم گون پیوسته ابرو جعد موی شیرین لب لطیف سخن و با مهابت و از نسیب ترین ملوک عجم بود".

  • تصاویری از غارت و سرقت گنجینه‌های قله شاه نشین یزدگرد سوم در قلعه شاه نشین زیبد- طاق کوهستانی درب صوفه زیبد و فلعه زیبد.
  فهرست آثار ملی ایران منابع [ویرایش]
  1.  البلاذری. فتوح الشام. ص: ص ۴۴۳ فارسی و ۳۰۷ عربی
  2.  عصر زرین فرهنگ ایرن، ۸۲
  3.  تاریخ ایران بعد از اسلام، ۱۹۷
  4.  فتوح‌البلدان، ۴۴۴-برخی منابع مانند بلاذری دلیل این کدورت را خواستگاری از دختر یزدگرد و پاسخ تند و توهین آمیز شاهنشاه به مرزبان مرو آورده‌اند.
  5.  تاریخ ایران بعد از اسلام، ص ۱۹۸
  6.  فتوح‌البلدان، صص ۵۶۸-۵۶۹
  7. منابع [ویرایش]
  • تصاویری از تخریب های اخیر قلعه شاه نشسن
/ 0 نظر / 333 بازدید